سرگرمي
لطيفه
پيامک
داستان هاي جالب
دانستني ها
جملات آموزنده
شعر
نوشته طنز
تصوير زمينه
کاريکاتور
غيره ...
تمام مطالب سرگرمي
دين و فرهنگ
طرح صالحين
شعر
تاريخ و تمدن
دين و مذهب
غيره ...
تمام مطالب دين و فرهنگ
فناوري اطلاعات
آموزش
ترفند
دانلود
غيره ...
تمام مطالب فناوري اطلاعات
طراحی و گرافیک
طراحی با فتوشاپ
آموزش گرافیک
تمام مطالب طراحی و گرافیک
..::تمام مطالب::..
سرگرمي
لطيفه
پيامک
داستان هاي جالب
دانستني ها
جملات آموزنده
شعر
نوشته طنز
تصوير زمينه
کاريکاتور
غيره ...
تمام مطالب سرگرمي
دين و فرهنگ
طرح صالحين
شعر
تاريخ و تمدن
دين و مذهب
غيره ...
تمام مطالب دين و فرهنگ
فناوري اطلاعات
آموزش
ترفند
دانلود
غيره ...
تمام مطالب فناوري اطلاعات
طراحی و گرافیک
طراحی با فتوشاپ
آموزش گرافیک
تمام مطالب طراحی و گرافیک
..::تمام مطالب::..
سرگرمي
لطيفه
پيامک
داستان هاي جالب
دانستني ها
جملات آموزنده
شعر
نوشته طنز
تصوير زمينه
کاريکاتور
غيره ...
تمام مطالب سرگرمي
دين و فرهنگ
طرح صالحين
شعر
تاريخ و تمدن
دين و مذهب
غيره ...
تمام مطالب دين و فرهنگ
فناوري اطلاعات
آموزش
ترفند
دانلود
غيره ...
تمام مطالب فناوري اطلاعات
طراحی و گرافیک
طراحی با فتوشاپ
آموزش گرافیک
تمام مطالب طراحی و گرافیک
..::تمام مطالب::..| نام شما : |
| ايميل شما : |
| نام دوست شما: |
| ايميل دوست شما: |
|
|
خدا مرد را آفرید به زنها قول داد میتوان مرد ایده آل را در هر گوشه زمین پیدا کرد و زمین را گرد آفرید تا گوشه نداشته باشد.
فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.
اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.
اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه به بهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری!
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی
منبع:http://www.mstory.mihanblog.com/
سروش ایرانیان - سروش - داستان های جالب - داستان های جذاب - داستانک
حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد.
منبع:http://www.mstory.mihanblog.com/post/255
سروش ایرانیان - داستانک - داستان کوتاه
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . .
ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید . . .